دوشنبه یازدهم خرداد 1388
به یاد لیسانس
في الا حوالات الخوابگاه والّدانشجو والمخ التليت ولعب الزيد وا ل…(1)
واند مقوله خوابگاه بحث افتاد آنگونه كه مريدي از شيخ پرسيد″ما خوابگا″: يعني خوابگاه چيست؟
پس شيخ فرمود″ هذا مكان غريب و حيوانات النجيب فالاسمهم الدانشجو ″يعني اين مكاني غريب هست وموجودي عجيب هست ودر اين حيوانات نجيب هست پس اسم آنها دانشجو.
پس مريد غرق بحر مكاشفت گرديد وزين مناسبت به ممارست افتاد وطلب معرفت خواست ازاستاد،وشيخ هماناپاسخ داد كه:
برای دیدن متن کامل به ادامه مطلب رجوع کنید
ادامه مطلب
چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388
گوشیتون اصل هست یا نه؟
با کد #06#* سریال نامبر گوشیت مشخص میشه.
شنبه پنجم اردیبهشت 1388
يک جفت جوراب زنانه
| هوس زن گرفتن به سرم زده بود. دوست داشتم وضع مالی خانواده همسرم پایینتر از خانواده خودم باشد تا بتوانم زندگی بهتری برایش فراهم کنم. مادرم چنین دختری برایم در نظر گرفتهبود. نمیدانم این خبر چگونه به گوش رئیسم رسید چون به صرف نهار دعوتم کرد تا نصیحتم کند. اسم رئیس من عاصم است اما کارمندان به او میگویند عاصم جورابی! |
ادامه مطلب
سه شنبه یکم اردیبهشت 1388
شاهکار معماري جهان

اهالي تهران و همشهري هاي عزيز حتما با جرثقيل هاي بزرگي كه در كنار ـ تأكيد مي كنم ـ كنار ساختمان ها و برج هاي بزرگ قرار مي گيرند، آشنا هستند. همان جرثقيل هاي T شكل معمولاً زرد رنگ را مي گويم. حالا چرا روي كلمه «كنار» تأكيد كردم و اين جرثقيل ها چه ارتباطي به موضوع دارند، عرض مي كنم.
آيا تا به حال به شهرك شهيد محلاتي در شمال شرق تهران ، سري زده ايد؟ آيا بناي يادبود اين شهرك را از نزديك ديده ايد؟ آيا از خودتان پرسيده ايد كه چرا گنبد فلزي به اين بزرگي ساخته شده اما دو سال است كه ادامه فعاليت براي تكميل اين بنا متوقف شده است؟ آيا تركيب گنبد فلزي بزرگ و جرثقيل قرار گرفته در زمين اين بنا برايتان عجيب نبوده؟
برای دیدن متن کامل به ادامه مطلب رجوع کنید.
ادامه مطلب
یکشنبه هجدهم اسفند 1387
یک داستان جالب و آموزنده
يكي از روزهاي سال اول دبيرستان بود. من از مدرسه به خانه بر مي گشتم كه يكي از بچه هاي كلاس را ديدم. اسمش مارك بود و انگار همهي كتابهايش را با خود به خانه مي برد .
با خودم گفتم : 'كي اين همه كتاب رو آخر هفته به خانه مي بره. حتما ً اين پسر خيلي بي حاله !'
من براي آخر هفته ام برنامه ريزي كرده بودم. (مسابقهي فوتبال با بچه ها، مهماني خانهي يكي از همكلاسي ها) بنابراين شانه هايم را بالا انداختم و به راهم ادامه دادم .
همينطور كه مي رفتم، تعدادي از بچه ها رو ديدم كه به طرف او دويدند و او را به زمين انداختند . كتابهاش پخش شد و خودش هم روي خاكها افتاد .
برای دیدن متن کامل به ادامه مطلب رجوع کنید.
ادامه مطلب
سه شنبه سیزدهم اسفند 1387
کدهای مخفی سونی اریکسون(برگرفته از سایت www.ir-tci.org)
نکات و کدهاي مخفي براي گوشي هاي سوني اريکسون هست که حتي موقع خريد گوشي هم به شما کمک مي کند ... زماني که يه گوشي رو مي خواهيد بخريد مي تونيد با اين کدها اون گوشي رو کاملا تست کنيد ( اسپيکر - زمان مکالمه - دگمه ها - دوربين - فلاش و ... )
توضيحات:
> به معناي حرکت دادن جوي استيک گوشي به سمت چپ
< به معناي حرکت دادن جوي استيک گوشي به سمت راست
به ترتيب از سمت چپ به راست کدها را وارد کنيد:
برای دیدن کدها به ادامه مطلب مراجعه کنید.
ادامه مطلب
یکشنبه یازدهم اسفند 1387
آمار آنلاین جهان
سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
چگونه می توان بهتر زندگی کرد؟
خدا جواب داد: گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير،
با اعتماد زمان حالت را بگذران و بدون ترس براي آينده آماده شو.
ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز
شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک نکن.
زندگي شگفت انگيز است فقط اگر بدانيد که چطور زندگي کنيد
مهم این نیست که قشنگ باشی، قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر
مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام توان شروع به دویدن کنی
كوچك باش و عاشق... كه عشق می داند آئین بزرگ كردنت را
بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی
موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن
فرقى نمي كند گودال آب كوچكى باشى يا درياى بيكران... زلال كه باشى، آسمان در توست
نلسون ماندلا
شنبه پنجم بهمن 1387
گزیده ای از زیباترین ها
زیباترین شهر دنیا، ونکوور کانادا
دختر بچه از مغرب برنده جایزه ی زیباترین بچه ی دنیا از فرانسه
دختر افغان و زیباترین چشمان دنیا
زیباترین آبشار دنیا یعنی نیاگارا در مرز آمریکا و کانادا
سه شنبه یکم بهمن 1387
آینـه
کلبه ما نه اتاقی داشت، نه اسباب و اثاثیه ای، نه نور کافی . از برداشت محصول آنقدر گیرمان می آمد که شکم پدر و مادر و سه تا بچه سیر بشود . یادم می آید یک سال كه نمی دانم به چه علتی محصولمان بی دلیل بیشتر از سالهای پیش شده بود، بیشتر از همیشه پول گرفتیم. یك شب مامان ذوق زده یك مجله خاک خورده و کهنه را از توی صندوق کشید بیرون و از توش یه عکس خیلی خوشگل از یك آینه نشانمان داد . همه با چشمهای هیجان زده عکس را نگاه می کردیم . مامان گفت بیایید این آینه را بخریم...
برای دیدن متن کامل به ادامه مطلب رجوع کنید.
ادامه مطلب
دوشنبه سی ام دی 1387
تظاهر؟!
دقت کردین ملت ایران تو چند دهه ی اخیر چقدر به تظاهر روی آوردن؟!
و به این کار عادت کردن؟ شایدم به دلیل بعضی مسائل عادت داده شدن.
مثال های زیادی میشه زد:
*دانشجویی که اصلا تو باغ بسیج نیست ٬ برای راحتتر شدن سربازی و همچنین کسب سهمیه در کنکور ارشد و رسیدن به شغل خوب وارد بسیج میشه
*کارمندی که فکر ارتقاء شغلیه حتما در زمان اذان آستین هاشو بالا میزنه و یه آبی به سر و صورتش میزنه و چند بار از جلوی رئیسش رد میشه تا اونو متوجه کنه که بله ما هم نماز خونیم و تو نوشتن گزارشت مارو در نظر بگیر
برای دیدن متن کامل به ادامه مطلب مراجعه کنید
ادامه مطلب
دوشنبه سی ام دی 1387
سياست آمريكايي
ميگه : دختر بيل گيتسه ! نمي خواهي ؟ پسر لبخند ميزنه و ميگه : باشه!
بعد ميره پيش بيل گيتس و مي گه :دخترتو عروس نمي کني؟ مي گه نه !
ميگه : پسر من معاون رييس جمهوره ها ! بيل گيتس لبخند مي زنه و ميگه :باشه !
بعد ميره پيش رييس جمهور ميگه : معاون نمي خواي ! ميگه نه !
ميگه : اگه داماد بيل گيتس باشه چطور ! رييس جمهور لبخند مي زنه و ميگه :باشه …..
دوشنبه سی ام دی 1387
بیا و خوبی کن!!!
يك روز كارمند پستي كه به نامه هايي كه آدرس نامعلوم دارند رسيدگي مي كرد متوجه نامه اي شد كه روي پاكت آن با خطي لرزان نوشته شده بود نامه اي به خدا !
با خودش فكر كرد بهتر است نامه را باز كرده و بخواند.در نامه اين طور نوشته شده بود :
خداي عزيزم بيوه زني 83 ساله هستم كه زندگي ام با حقوق نا چيز باز نشستگي مي گذرد . ديروز يك نفر كيف مرا كه صد دلار در آن بود دزديد . اين تمام پولي بود كه تا پايان ماه بايد خرج مي كردم . يكشنبه هفته ديگر عيد است و من دو نفر از دوستانم را براي شام دعوت كرده ام . اما بدون آن پول چيزي نمي توانم بخرم . هيچ كس را هم ندارم تا از او پول قرض بگيرم . تو اي خداي مهربان تنها اميد من هستي به من كمك كن ...
كارمند اداره پست خيلي تحت تاثير قرار گرفت و نامه را به ساير همكارانش نشان داد . نتيجه اين شد كه همه آنها جيب خود را جستجو كردند و هر كدام چند دلاري روي ميز گذاشتند . در پايان 96 دلار جمع شد و براي پيرزن فرستادند ...
همه كارمندان اداره پست از اينكه توانسته بودند كار خوبي انجام دهند خوشحال بودند . عيد به پايان رسيد و چند روزي از اين ماجرا گذشت ، تا اين كه نامه ديگري از آن پيرزن به اداره پست رسيد كه روي آن نوشته شده بود : نامه اي به خدا !
همه كارمندان جمع شدند تا نامه را باز كرده و بخوانند . مضمون نامه چنين بود :
خداي عزيزم ، چگونه مي توانم از كاري كه برايم انجام دادي تشكر كنم . با لطف تو توانستم شامي عالي براي دوستانم مهيا كرده و روز خوبي را با هم بگذرانيم . من به آنها گفتم كه چه هديه خوبي برايم فرستادي ... البته چهار دلار آن كم بود كه مطمئنم كارمندان اداره پست آن را برداشته اند ... !!!
دوشنبه سی ام دی 1387
19 نکته در هنگام خرید گوشی
هنگام خريد گوشي موبايل معمولا مبلغي بالاي 50 هزار تومان صرف مي شود. هرچند اين مبلغ گاهي به بيش از يك مليون تومان نيز مي رسد، پس دانستن نكاتي چند در مورد خريد گوشي هاي نو و كار كرده ضروري به نظر مي رسد. پس نكات ذيل را به عنوان آئين نامه خريد فرض كنيد و سعي كنيد آن را به دقت رعايت كنيد.
برای دیدن متن کامل به ادامه مطلب مراجعه کنید.
ادامه مطلب
چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387
کارت دعوت عروسی
ادامه مطلب
